پژوهشكده تحقيقات اسلامى

52

سرداران صدر اسلام (فارسى)

آيا آمادهء حمله به جوان رزمجو هستى ؟ آنكه نيزه‌اى دارد كه نوك آن مستقيم است ، و سازشكار و ترسو نيست . سپس با نيزه به اشتر حمله‌ور شد و آن را حوالهء زره اشتر نمود ، اشتر از اسب به زير آمد و صدمه‌اى به او نرسيد . آن گاه اشتر بر حريف تاخت و نخست اسب او را پى كرد و سپس بر خود وى حمله برد در حالى كه اين رجز را مىخواند : يا بايد من كشته شوم و يا تو را بكشم ، پيش از تو پنج تن ديگر را كشته‌ام ، و هر يك از آنان قهرمانى مانند تو بودند . در حالى كه هر دو پياده بودند آن گاه اشتر او را كشت . پس از آن سوار مردى به نام « اجلح بن منصور » به ميدان اشتر آمد ، اجلح يكى از سواركاران سرشناس عرب بود . او اسبى به نام « لاحق » داشت ، وقتى ديد اشتر به سوى او مىرود ، تمايلى به رويارويى با وى نداشت ، امّا از اينكه از ميدان نبرد باز گردد خجالت مىكشيد ، بنابراين به سوى اشتر رفت و اين رجز را مىخواند : سوار بر لاحق به ميدان رو و حريف را مهلت مده . . . اشتر بر وى حمله برد و اين رجز را سرود : در دام اشتر مذحجى گرفتار شده‌اى . سوار مردى در حلقه‌هاى متحرك ، مانند شيرى بر آشفته ، كه هر گاه حريف او را بخواند از رويارويى با او گريزان نباشد . اين را گفت و او را از پاى درآورد . آن گاه محمد بن روضه جُمَحى به ميدان رفت و از هر سو بر سپاه عراق مىتاخت در حالى كه چنين مىگفت :